4سال با تمام خوبی ها و بدی ها گذشت.خیلی سریع...همگی شدیم یک خانواده! که با غمهای هم اشک هایمان و با شادی های هم لبخند بر لبهایمان جاری شد.

بیست و سوم دی ماه آمد و رفت.همه ی ما با دلهای گرفته از جدا شدنمان از آن روز استقبال کردیم.سخت بود.خیلی سخت.دانشجوهای تمام عالم هنگام فارغ التحصيل شدن غم عالم به دلشان می نشیند؟ همه ی همکلاسیهای عالم حس خواهر برادری و وابستگی شان به همدیگر تا این حد زیاد است؟ 

قشنگترین روزهای عمرمان و قشنگترین خاطرات دوره ی جوانی را در یک دانشکده ی کوچک در شوشتر و حتی در یک بیمارستان گذراندیم.شاید شهرستانه تحصیل ما خاص نبود شایددانشکده ی کوچک ما خاص نبود ولی دانشجویان پرستاری بهمن 90 خاص ترین خاص ترین خاص ترین خاص ترینه خاص ها بود و هست.ما خاصیم بخاطر یکرنگی و صداقتمون.ما خاصیم بخاطر صبوری و مهربونیمون.ما خاصیم بخاطر تعصب و همدلیمون.ما" بچه های پرستاری بهمن 90" ناب ترین ،خاص ترین و بهترین هستیم....

همکلاسیای خوبم .

دوستای مهربونم.

خواهر برادرای گلم.

دوستتون دارم تا همیشه...