چون کسی به وبلاگ سر نمی زنه اولا الکی سلام  به اقایون جون جونی و خانوم ها .حالتون چطوره

تابستون خوش می گذره؟

می خوام براتون یه خاطره تعریف کنم .

خاطره ی شماره ۱: حمله ی زنبورها

من ترم اول یه اتفاق بد برام افتاد اونم حمله ی کندو زنبورها به من بود که از این اتفاقا

فقط تو کارتونا میشه دیددر کل اینقدر زنبورا نیشم زدن تو خونه ی اجاره ای شوشتر

نپرسین کجاکه دوستام مجبور شدن ساعت ۱۲ببرنم بیمارستان.خلاصه بعد این اتفاق وقتی

یه پشه می دیدم فرار می کردم .بای بای